X
تبلیغات
رایتل

قیر شب * *

دیرگاهی است در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است

بانگی از دور مرا می خواند

لیک پاهایم در قیر شب است

 

دست جادویی شب

در به روی من و غم می بندد

می کنم هر چه تلاش

او به من می خندد

 

نقش هایی که کشیدم در روز

شب ز راه آمد و با دود اندود

طرح هایی که فکندم در شب

روز پیدا شد و با پنبه زدود



امشب
نقش تاریک دلم نورانی است
امشب
تمام شدم در نهایت مهربانم
امشب
پر از شنیده ها هستم
امشب
حس پرواز پرنده در آبی آسمان را فریاد خواهم زد

امشب
...مهربانی مرا همراه است که