X
تبلیغات
رایتل

سوگند

مهتاب مرده است /

در من ستاره نیست /

اما به چشمان تو سوگند /

از آسمان پرم /

 

من این عهد را باور کردم

می خواستم آسمان را حس کنم

اما درست هنگامی که به یک قدمی اش رسیدم

ترسیدم

و اون زمانی بود که گفت

امشب نقش تاریک دلم نورانی ست / 

. . .

امشب تمام شدم در نهایت مهربانم /

. . .

 

اما نخواست بگه ادامه ی

امشب مهربانی مرا همراه هست که . . .

 

و من ترسیدم که حدس بزنم

و من ترسیدم باور کنم که داره اتفاق می افته

و زمانی شهامت باورش را پیدا کردم که دیر شده بود

خیلی دیر

 



امشب
نقش تاریک دلم نورانی است
امشب
تمام شدم در نهایت مهربانم
امشب
پر از شنیده ها هستم
امشب
حس پرواز پرنده در آبی آسمان را فریاد خواهم زد

امشب
...مهربانی مرا همراه است که